سالها فکر می کردم دین "علی " کاملترین دین است.
بزرگ شدم ؛ خواندم و دانستم که علی آنچنان که فکر می کردم نیست .
اگرچه از خیلی ها بهتر است اما لا اقل در مورد زنان اندیشه هایی دارد که با آنچه من می خواستم تطابقی نداشت.
بماند که او در مورد زنان عرب هزارو چهارصد سال قبل دستوراتی داده اما از امیرالمومنین با آن ذکاوت و بلاغت که برای مسلمانان جهان و برای قرون و اعصار آینده می نگاشته توقع بیشتریست !
مگر اینکه خود او چنین ادعایی نداشته باشد و تحریفات که دامنگیر دین اسلام است دامن امیر مسلمین را هم گرفته باشد.
*
قونیه که بودم در آرامگاه مولوی تا چندین دقیقه حال خود را نمی فهمیدم...چشمهایم پر از اشک بود و دستم به احترام عارف بزرگ و نامدار ایرانی بر سینه!
چند روز پیش در یک جلسهءِ نقد آقایی که نام نمی برم( چون صحت و سقم گفته هایش را نمی دانم)مولوی و مریدانش را چنان کوبید که دهانم باز مانده و گلویم خشک شده بود ، کمتر از نیم ساعت تمام خوانده ها و شنیده هایم درباره شاعر پر آوازه ء ایرانی که بر سر ملیتش بحث و جدل است زیر سوال رفت و چنین بر آمد که مولوی هرچه دارد از کرو فر پدر و خاندان ثروتمند و تحصیلکرده اش است و بادکنکی بیش نیست!!!
نه اطلاعات اندکم قدرت دفاع می دادو نه کلام گسسته اش اجازه ء تسلیم!
*
همیشه فکر می کردم اگر روزی به نجف بروم قدرت سر پا ایستادن در حرم " علی " را نخواهم داشت.
*
من به دنیا آمده ام یا از دنیا رفته ام؟
من خودم هستم یا دیگری من است؟
من اینهارا نوشته ام؟
