داستان لاک پشت و خرگوش که یادتونه؟
فکر می کنید چرا لاک پشت برنده شد؟
نه خیر .اینطوری نبود که خرگوش بیچاره بخوابه و خوابش ببره و لاک پشت پیر فس فسو ازش رد شه!
تاریخ پر از هجو واقعیتهاییه که نباید به گوش انسانها برسن!!
قضیه از این قراره که لاک پشت گنده گوز قصهء ما خرگوش رو می کشه کنار و دسته چکش رو در میاره و میگه:" چقد بنویسم که از سر راه من بری کنار؟
خرگوش پوز خندی میزنه و با قیافه ای شبیه " رت باتلر " خدا بیامرز میگه " هه!من خریدنی نیستم...
_: بگو چقد؟
_: گفتم که من از مال دنیا بی نیازم !!حتی اگه یه آپارتمان تو دبی هم بهم بدی خودمو ضایع نمی کنم
_: مگه من گفتم بیا تبلیغ مشاور املاک مارو بکن؟....خیلی خوب بگو چه پستی تو وزارتخونه ها می خوای؟
_: من مدرک ندارم که
_: مدرک نمی خواد که .عصر عصر تخصص گراییه .مهم اینه که با زندانیهای سیاسی آزاد شده باشی حالا جرمت هرچی بوده به خاطر دل پاک و سر کچلت می بخشیم
_:نع!
_: خوب چی میخوای ؟میخوای کاندیدا بشی رد صلاحیت نشی؟
_: چه فایده اگر رای نیارم
_: اون دیگه بستگی به نظر ملت داره.ملت شریف و .....
بعد خرگوش باخت و لاک پشت بعنوان یک قهرمان ملی سالهای سال پز برنده شدنش رو داد.
البته لازم نشد لاک پشت رو با هلی کوپتر بیارن و از روی خط پایان ردش کنن!
همیشه راههای ساده تری هم هست...... خرگوش هنوز توی چاله ایه که سه متری خط پایان کنده بودن.
