تبليغاتX
باز یافت! - عصای دست
عصای دست سه شنبه دوازدهم آذر 1387 10:56

یک پسرکاکل زری  می خواهم

که  وقتی بزرگ شد نماز های قضایم را بخواند و روزه های غذایم را بخورد.

که عصای دست پیری ام ...

...را بفروشد و برای دوست دخترش پیتزا بخرد.

یک پسر می خواهم  

که از مراقبم مواظبت کند

و از مواجبم هرچه می خواهد ...برای من هم ...چیزی مانده؟

می خواهم که عروسم را ببینم و ماشاالله ماشالله بر لب در دل استغفرالله بگویم و تمرین اشهد بکنم.

یک پسر

که کفالتم را بر عهده بگیرد و کسالتم را به خجالتم پیوند بزند تا بفهمم چقدر به بطالت عمر کرده ام.

یک پسر

که زیر پر و بالم ...

زیر پر و بالم...

زیر پر و بالم نارنجک بگذارد و مرا درخانهء سالمندان منفجر کند.

 

 

نوشته شده توسط الهام خضرایی منش  | لینک ثابت |